وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ ﴿۲﴾
سوگند به كتاب روشنگر (۲)
إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿۳﴾
كه ما آن را قرآنى عربى قرار داديم، باشد كه دريابيد (۳)
وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ ﴿۴﴾
و به راستى اصل كتاب نزد ماست كه ارجمند و حكمت آميز است (۴)
أَفَنَضْرِبُ عَنْكُمُ الذِّكْرَ صَفْحًا أَنْ كُنْتُمْ قَوْمًا مُسْرِفِينَ ﴿۵﴾
آيا چون شما قومى اسرافكاريد قرآن را از شما بگيريم ؟ (۵)
وَكَمْ أَرْسَلْنَا مِنْ نَبِيٍّ فِي الْأَوَّلِينَ ﴿۶﴾
چه بسيار پيامبرانى كه به ميان پيشينيان فرستاديم (۶)
وَمَا يَأْتِيهِمْ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿۷﴾
ولى هيچ پيامبرى به سويشان نيامد مگر اين كه مسخره اش كردند (۷)
فَأَهْلَكْنَا أَشَدَّ مِنْهُمْ بَطْشًا وَمَضَى مَثَلُ الْأَوَّلِينَ ﴿۸﴾
ما نيرومندترين آنها را هلاك كرديم و وصف پيشينيان گذشت (۸)
وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ ﴿۹﴾
اگر از آنها بپرسى چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است، خواهند گفت: آنها را پيروزمندى دانا آفريده است (۹)
الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا وَجَعَلَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًا لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ﴿۱۰﴾
او همان كسى است كه زمين را بسترتان قرار داد و در آن براى شما راهها پديد آورد تا هدايت يابيد (۱۰)
وَالَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَنْشَرْنَا بِهِ بَلْدَةً مَيْتًا كَذَلِكَ تُخْرَجُونَ ﴿۱۱﴾
و آن كه از آسمان آب كافى فرستاد كه زمين موات را بدان زنده كرديم، اين چنين (پس از مرگ) از آن خارج مى شويد، (۱۱)
وَالَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا وَجَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْفُلْكِ وَالْأَنْعَامِ مَا تَرْكَبُونَ ﴿۱۲﴾
و همان كسى كه همۀ اصناف را آفريد و براى شما از كشتى و چارپايان مركبها قرار داد كه سوار شويد (۱۲)
لِتَسْتَوُوا عَلَى ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ وَتَقُولُوا سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ ﴿۱۳﴾
و بر پشتشان قرار گيريد، پس نعمت پروردگارتان را به ياد آوريد و بگوييد: «منزه است آن كس كه اينها را رام كرد كه ما را توان آن نبود (۱۳)
وَإِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ ﴿۱۴﴾
و ما به سوى پروردگارمان باز مى گرديم » (۱۴)
وَجَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبَادِهِ جُزْءًا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَكَفُورٌ مُبِينٌ ﴿۱۵﴾
براى خدا از ميان بندگانش فرزندى قرار دادند، به راستى كه انسان آشكارا ناسپاس است (۱۵)
أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَنَاتٍ وَأَصْفَاكُمْ بِالْبَنِينَ ﴿۱۶﴾
آيا از ميان مخلوقاتش دختران را براى خود برگزيده است و پسران را براى شما؟ (۱۶)
وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحْمَنِ مَثَلًا ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ ﴿۱۷﴾
چون به يكى از مشركان مژدۀ تولد چيزى را دهند كه به خداى رحمان نسبت داده اند، چهره اش سياه گردد و خشم خود فرو برد (۱۷)
أَوَمَنْ يُنَشَّأُ فِي الْحِلْيَةِ وَهُوَ فِي الْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍ ﴿۱۸﴾
آيا آن كه در پيرايه پروريده آيد و در پيكار نمودى ندارد (از آن خداست) (۱۸)
وَجَعَلُوا الْمَلَائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبَادُ الرَّحْمَنِ إِنَاثًا أَشَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهَادَتُهُمْ وَيُسْأَلُونَ ﴿۱۹﴾
و فرشتگان را كه بندگان خداى رحمان هستند، مادينگان پندارند، مگر به هنگام آفرينش آنها حضور داشته اند؟ به زودى شهادتشان نوشته خواهد شد و از آن بازخواست مى شوند (۱۹)
وَقَالُوا لَوْ شَاءَ الرَّحْمَنُ مَا عَبَدْنَاهُمْ مَا لَهُمْ بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ ﴿۲۰﴾
گفتند: «اگر خداى رحمان اراده مى كرد ما پرستندۀ آنها نمى شديم » به اين امر نيز علمى ندارند و جز دروغ نمى گويند (۲۰)
أَمْ آتَيْنَاهُمْ كِتَابًا مِنْ قَبْلِهِ فَهُمْ بِهِ مُسْتَمْسِكُونَ ﴿۲۱﴾
مگر پيش از قرآن كتابى برايشان فرستاديم كه به آن تمسك مى جويند؟ (۲۱)
بَلْ قَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِمْ مُهْتَدُونَ ﴿۲۲﴾
اما آنها گفتند: «ما نياكان خود را بر آيينى يافتيم و از آنها پيروى مى كنيم » (۲۲)
وَكَذَلِكَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِمْ مُقْتَدُونَ ﴿۲۳﴾
بدين سان در هيچ قريه اى پيش از تو هشدار دهنده اى نفرستاديم مگر اين كه متنعمانش گفتند: «ما بر آيينى هستيم كه نياكان خود را بر آن يافتيم » (۲۳)
قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكُمْ بِأَهْدَى مِمَّا وَجَدْتُمْ عَلَيْهِ آبَاءَكُمْ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ كَافِرُونَ ﴿۲۴﴾
گفت: «حتى اگر هدايت كننده تر از آنچه نياكانتان را بر آن يافتيد بياورم ؟» گفتند: «ما به آيينى كه آورده ايد ايمان نداريم » (۲۴)
فَانْتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ ﴿۲۵﴾
بنا بر اين از آنها انتقام گرفتيم ببين سرانجام تكذيب كنندگان چگونه بود (۲۵)
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ إِنَّنِي بَرَاءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ ﴿۲۶﴾
چون ابراهيم به پدر و قومش گفت: «من از معبودان شما بيزارم، (۲۶)
إِلَّا الَّذِي فَطَرَنِي فَإِنَّهُ سَيَهْدِينِ ﴿۲۷﴾
مگر آن كس كه مرا آفريد و به زودى هدايتم خواهد كرد » (۲۷)
وَجَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴿۲۸﴾
اين سخن (توحيد) را در نسل خود قرار داد، باشد كه به خدا باز گردند (۲۸)
بَلْ مَتَّعْتُ هَؤُلَاءِ وَآبَاءَهُمْ حَتَّى جَاءَهُمُ الْحَقُّ وَرَسُولٌ مُبِينٌ ﴿۲۹﴾
آرى آنان و نياكانشان را بهره مند كرديم تا حق و فرستادۀ روشنگرى برايشان آمد (۲۹)
وَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ وَإِنَّا بِهِ كَافِرُونَ ﴿۳۰﴾
و چون حق برايشان آمد گفتند: «اين جادوست و ما به آن ايمان نمى آوريم » (۳۰)
وَقَالُوا لَوْلَا نُزِّلَ هَذَا الْقُرْآنُ عَلَى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ ﴿۳۱﴾
گفتند: «چرا اين قرآن بر مرد بزرگى از اين دو شهر نازل نشده است ؟ (۳۱)
أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ ﴿۳۲﴾
مگر آنها قسمت كنندۀ رحمت پروردگارت هستند؟» حال آن كه ما معاش آنها را در زندگى دنيا ميانشان تقسيم كرديم و درجات بعضى را بالاتر از ديگران قرار داديم تا بعضى از آنان بعضى ديگر را به خدمت گيرند و رحمت پروردگارت از آنچه آنها به دست مى آورند بهتر است (۳۲)
وَلَوْلَا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِنْ فِضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ ﴿۳۳﴾
اگر چنين نبود كه همۀ مردم يك امت مى شدند، سقف خانۀ منكران خداى رحمان را از نقره و براى بالا رفتن آن نردبانهايى مى نهاديم، (۳۳)
وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُرًا عَلَيْهَا يَتَّكِئُونَ ﴿۳۴﴾
و براى خانه هايشان درهايى فراهم مى آورديم و تختهاى زرين كه بر آنها تكيه زنند (۳۴)
وَزُخْرُفًا وَإِنْ كُلُّ ذَلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ ﴿۳۵﴾
و تمام اينها كالاى زندگى دنياست و سراى آخرت نزد پروردگارت براى پرهيزگاران است (۳۵)
وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ ﴿۳۶﴾
هر كس از ياد خداى رحمان دل بگرداند او را به شيطان وا مى گذاريم كه همواره همراهش باشد (۳۶)
وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ ﴿۳۷﴾
و شياطين آنها را از راه خدا باز مى دارند و آنها گمان مى كنند كه هدايت يافته اند (۳۷)
حَتَّى إِذَا جَاءَنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ ﴿۳۸﴾
به هنگام حضور در نزد ما مى گويد: «اى كاش ميان من و تو از شرق تا غرب فاصله بود و تو چه همراه بدى بودى » (۳۸)
وَلَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ ﴿۳۹﴾
چون ستم كرده ايد، (پشيمانى) امروز هرگز سودتان ندهد و شما در عذاب شريكيد (۳۹)
أَفَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ أَوْ تَهْدِي الْعُمْيَ وَمَنْ كَانَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ ﴿۴۰﴾
آيا مى توانى سخنى را به گوش كران برسانى، يا كوران و آنهايى را كه در ضلالت هستند هدايت كنى ؟ (۴۰)
فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ ﴿۴۱﴾
و اگر تو را ببريم بى ترديد از آنها انتقام مى گيريم (۴۱)
أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِي وَعَدْنَاهُمْ فَإِنَّا عَلَيْهِمْ مُقْتَدِرُونَ ﴿۴۲﴾
يا عذابى كه به آنها وعده داده ايم به تو نشان مى دهيم زيرا كه قادر به چنين كارى هستيم (۴۲)
فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ﴿۴۳﴾
پس چيزى را كه به تو وحى شده است به جدّ بگير كه بر راه راست قرار دارى (۴۳)
وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ ﴿۴۴﴾
و اين قرآن براى تو و قومت تذكرى است و به زودى بازخواست خواهيد شد (۴۴)
وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِنْ دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ ﴿۴۵﴾
از رسولانى كه پيش از تو فرستاديم بپرس كه آيا غير از خداى رحمان ديگرى را براى پرستش آنها قرار داديم ؟ (۴۵)
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَقَالَ إِنِّي رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۴۶﴾
ما موسى را با آيات خود بر فرعون و درباريانش فرستاديم و گفت: «من فرستادۀ پروردگار عالميان هستيم » (۴۶)
فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِآيَاتِنَا إِذَا هُمْ مِنْهَا يَضْحَكُونَ ﴿۴۷﴾
هنگامى كه آيات ما را به آنها عرضه داشت ناگاه همه از آن خنديدند (۴۷)
وَمَا نُرِيهِمْ مِنْ آيَةٍ إِلَّا هِيَ أَكْبَرُ مِنْ أُخْتِهَا وَأَخَذْنَاهُمْ بِالْعَذَابِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴿۴۸﴾
حال آن كه هر معجزه اى كه به آنها نشان داديم از معجزۀ ديگر مهم تر بود، آن گاه همه را به عذاب گرفتار كرديم باشد كه باز گردند (۴۸)
وَقَالُوا يَا أَيُّهَ السَّاحِرُ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِنْدَكَ إِنَّنَا لَمُهْتَدُونَ ﴿۴۹﴾
گفتند: «اى جادوگر، پروردگارت را با عهدى كه با تو كرده است براى ما بخوان تا هدايت شويم » (۴۹)
فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِذَا هُمْ يَنْكُثُونَ ﴿۵۰﴾
چون عذاب را از آنها برداشتيم پيمان خود را شكستند (۵۰)
وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي أَفَلَا تُبْصِرُونَ ﴿۵۱﴾
فرعون در ميان قومش ندا داد و گفت: «اى قوم من! آيا فرمانروايى مصر و اين نهرها كه به فرمان من روان است از آن من نيست، مگر نمى بينيد؟ (۵۱)
أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِنْ هَذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَلَا يَكَادُ يُبِينُ ﴿۵۲﴾
آيا من بهترم يا اين درمانده اى كه نمى تواند درست سخن بگويد؟ (۵۲)
فَلَوْلَا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جَاءَ مَعَهُ الْمَلَائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ ﴿۵۳﴾
چرا دست بندهاى زرين به او داده نشده و چرا فرشتگان همراهيش نمى كنند؟» (۵۳)
فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ ﴿۵۴﴾
او با تحميق قوم خود آنها را به اطاعت وا داشت، زيرا مردمى تبهكار بودند (۵۴)
فَلَمَّا آسَفُونَا انْتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿۵۵﴾
و چون ما را به خشم آوردند از آنها انتقام گرفتيم و همه را غرق كرديم (۵۵)
فَجَعَلْنَاهُمْ سَلَفًا وَمَثَلًا لِلْآخِرِينَ ﴿۵۶﴾
و آنان را در شمار گذشتگان و عبرت آيندگان قرار داديم (۵۶)
وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلًا إِذَا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَ ﴿۵۷﴾
چون مثل پسر مريم زده شد به ناگاه قوم تو خنديدند (۵۷)
وَقَالُوا أَآلِهَتُنَا خَيْرٌ أَمْ هُوَ مَا ضَرَبُوهُ لَكَ إِلَّا جَدَلًا بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ ﴿۵۸﴾
و گفتند: «آيا خدايان ما بهترند يا او؟» آنها اين مثل را جز براى جدال با تو نزدند، آنان مردمى ستيزه جويند (۵۸)
إِنْ هُوَ إِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنَا عَلَيْهِ وَجَعَلْنَاهُ مَثَلًا لِبَنِي إِسْرَائِيلَ ﴿۵۹﴾
او بنده اى بيش نبود كه ما با عطاى نعمت خود او را عبرت بنى اسرائيل گردانديم (۵۹)
وَلَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَا مِنْكُمْ مَلَائِكَةً فِي الْأَرْضِ يَخْلُفُونَ ﴿۶۰﴾
اگر مى خواستيم به جاى شما فرشتگانى به وجود مى آورديم تا در روى زمين جانشين شما باشند (۶۰)
وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ فَلَا تَمْتَرُنَّ بِهَا وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ ﴿۶۱﴾
و او نشانۀ قيامت است، هرگز در آن شك نكنيد و از من پيروى كنيد كه اين راه راست است (۶۱)
وَلَا يَصُدَّنَّكُمُ الشَّيْطَانُ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ ﴿۶۲﴾
شيطان شما را باز ندارد كه او دشمن آشكار شماست (۶۲)
وَلَمَّا جَاءَ عِيسَى بِالْبَيِّنَاتِ قَالَ قَدْ جِئْتُكُمْ بِالْحِكْمَةِ وَلِأُبَيِّنَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿۶۳﴾
و چون عيسى دلايل روشن خود را آورد، گفت: «من براى شما حكمت آورده ام تا چيزهايى را كه در آن اختلاف داريد برايتان بيان كنم، پس، از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد (۶۳)
إِنَّ اللَّهَ هُوَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ ﴿۶۴﴾
به راستى خدا پروردگار من و شماست، او را بپرستيد كه راه راست همين است (۶۴)
فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِنْ بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْ عَذَابِ يَوْمٍ أَلِيمٍ ﴿۶۵﴾
گروه هايى از آنها اختلاف كردند، واى بر ستمكاران از عذاب روز دردناك (۶۵)
هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿۶۶﴾
آيا جز قيامت را انتظار مى كشند كه ناگاه و بى خبر به سراغشان بيايد (۶۶)
الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ ﴿۶۷﴾
در آن روز دوستان دشمن يكديگرند جز پرهيزگاران (۶۷)
يَا عِبَادِ لَا خَوْفٌ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ وَلَا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ ﴿۶۸﴾
اى بندگان من، در آن روز نه ترسى خواهيد داشت و نه اندوهگين مى شويد (۶۸)
الَّذِينَ آمَنُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا مُسْلِمِينَ ﴿۶۹﴾
آنان كه به آيات ما ايمان آورده و مسلمان بودند: (۶۹)
ادْخُلُوا الْجَنَّةَ أَنْتُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ تُحْبَرُونَ ﴿۷۰﴾
شما و همسرانتان با شادمانى به بهشت وارد شويد (۷۰)
يُطَافُ عَلَيْهِمْ بِصِحَافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَأَكْوَابٍ وَفِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَتَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَأَنْتُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿۷۱﴾
قدحهاى زرين و سبوهايى را در ميانشان مى گردانند كه تمناى دل در آن است و ديده از آن لذّت مى برد و شما در آن هميشه خواهيد بود: (۷۱)
وَتِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۷۲﴾
اين همان بهشتى است كه به پاداش اعمالى كه انجام داده ايد آن را به ارث برده ايد (۷۲)
لَكُمْ فِيهَا فَاكِهَةٌ كَثِيرَةٌ مِنْهَا تَأْكُلُونَ ﴿۷۳﴾
در آنجا براى شما ميوه هاى فراوانى است كه از آن مى خوريد (۷۳)
إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي عَذَابِ جَهَنَّمَ خَالِدُونَ ﴿۷۴﴾
گناهكاران در عذاب جهنم جاودانند (۷۴)
لَا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَهُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ ﴿۷۵﴾
عذابشان كاهش نمى يابد و در آنجا از همه چيز نااميدند (۷۵)
وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَكِنْ كَانُوا هُمُ الظَّالِمِينَ ﴿۷۶﴾
ما به آنها ستم نكرده ايم بلكه خودشان ستمكار بودند (۷۶)
وَنَادَوْا يَا مَالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنَا رَبُّكَ قَالَ إِنَّكُمْ مَاكِثُونَ ﴿۷۷﴾
فرياد برآورند كه اى مالك، كاش پروردگار تو مرگ ما را برساند مى گويد: «شما در اينجا ماندنى هستيد » (۷۷)
لَقَدْ جِئْنَاكُمْ بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ ﴿۷۸﴾
ما حق را براى شما آورديم ولى بيشترتان از حق كراهت داشتيد (۷۸)
أَمْ أَبْرَمُوا أَمْرًا فَإِنَّا مُبْرِمُونَ ﴿۷۹﴾
لكن آنها تصميم قاطع به توطئه گرفتند، ما نيز ارادۀ قاطعى داريم (۷۹)
أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لَا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ بَلَى وَرُسُلُنَا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ ﴿۸۰﴾
يا مى پندارند كه ما راز و نجوايشان را نمى شنويم آرى، رسولان ما نزد آنهايند و مى نويسند (۸۰)
قُلْ إِنْ كَانَ لِلرَّحْمَنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعَابِدِينَ ﴿۸۱﴾
بگو: «اگر خداى رحمان را فرزندى بود من از نخستين پرستندگانش بودم » (۸۱)
سُبْحَانَ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿۸۲﴾
پروردگار آسمانها و زمين و پروردگار عرش از توصيفى كه آنها مى كنند منزه است (۸۲)
فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَيَلْعَبُوا حَتَّى يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ ﴿۸۳﴾
آنها را رها كن تا در باطل غوطه خورند و به بازيچه سرگرم باشند، تا روزى را كه به آنها وعده شده است ببينند (۸۳)
وَهُوَ الَّذِي فِي السَّمَاءِ إِلَهٌ وَفِي الْأَرْضِ إِلَهٌ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ ﴿۸۴﴾
او كسى است كه در آسمان و زمين معبود است و او فرزانۀ داناست (۸۴)
وَتَبَارَكَ الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَعِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿۸۵﴾
بزرگوار خدايى كه فرمانروايى آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنهاست از آن اوست و آگاهى از زمان بر پا شدن قيامت او راست و به سوى او باز مى گرديد (۸۵)
وَلَا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ﴿۸۶﴾
آنانى را كه غير از او مى خوانند قادر به شفاعت نيستند، مگر كسانى كه به حق شهادت دادند و به خوبى مى دانند (۸۶)
وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ ﴿۸۷﴾
و اگر از آنها بپرسى چه كسى آنها را آفريده است پاسخ دهند: «خدا » پس چرا از حق روى مى گردانند (۸۷)
وَقِيلِهِ يَا رَبِّ إِنَّ هَؤُلَاءِ قَوْمٌ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿۸۸﴾
گفتار او اين بود: «پروردگارا! اينان مردمى هستند كه ايمان نمى آورند » (۸۸)
فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَقُلْ سَلَامٌ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ﴿۸۹﴾
پس از آنها درگذر و بگو به سلامت، به زودى خواهند دانست (۸۹)