وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ ﴿۲﴾
سوگند به قرآن حكمت آميز (۲)
إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿۳﴾
كه تو از پيامبرانى (۳)
عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ﴿۴﴾
و در راه راست (۴)
تَنْزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ ﴿۵﴾
اين قرآن از جانب پيروزمندى مهربان نازل شده است (۵)
لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أُنْذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ ﴿۶﴾
تا مردمى را هشدار دهى كه نياكانشان هشدار را درنيافتند و غافل ماندند (۶)
لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلَى أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿۷﴾
به راستى وعدۀ خدا در بارۀ بيشتر آنها تحقق يافته است و ايمان نمى آورند (۷)
إِنَّا جَعَلْنَا فِي أَعْنَاقِهِمْ أَغْلَالًا فَهِيَ إِلَى الْأَذْقَانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ ﴿۸﴾
بر گردن آنها تا چانه غلهايى قرار داده ايم كه سرهايشان را بالا نگاهداشته است، (۸)
وَجَعَلْنَا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ ﴿۹﴾
پيش رو و پشت سرشان ديوارى كشيديم و ديدگانشان را پوشانديم كه نبينند (۹)
وَسَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿۱۰﴾
هشدار دادن و ندادن تو براى آنها يكسان است، ايمان نمى آورند (۱۰)
إِنَّمَا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ ﴿۱۱﴾
تو فقط كسى را هشدار مى دهى كه پيرو قرآن باشد و در نهان از خداى رحمان بترسد، چنين كسى را به آمرزش و پاداش نيكو بشارت ده (۱۱)
إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَى وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ ﴿۱۲﴾
ما مردگان را زنده مى كنيم و اعمالى را كه پيش از اين كرده اند و آثارشان را مى نويسيم و هر چيزى را در «كتاب مبين» شمار كرده ايم (۱۲)
وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا أَصْحَابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جَاءَهَا الْمُرْسَلُونَ ﴿۱۳﴾
داستان مردم آن ديار را كه رسولان بدانجا آمدند برايشان مثال بزن، (۱۳)
إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَيْكُمْ مُرْسَلُونَ ﴿۱۴﴾
آن گاه كه دو تن را به نزدشان فرستاديم، آنها را تكذيب كردند، سپس با فرستادن سومى تقويتشان كرديم گفتند: «ما پيام آوران شما هستيم » (۱۴)
قَالُوا مَا أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا وَمَا أَنْزَلَ الرَّحْمَنُ مِنْ شَيْءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ ﴿۱۵﴾
(در پاسخشان) گفتند: «شما انسانهايى چون ما هستيد و خداى رحمان چيزى نفرستاده است و شما دروغ مى گوييد » (۱۵)
قَالُوا رَبُّنَا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ ﴿۱۶﴾
گفتند: «پروردگارمان مى داند كه ما به سوى شما فرستاده شده ايم (۱۶)
وَمَا عَلَيْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿۱۷﴾
وظيفۀ ما جز اين نيست كه پيامش را به وضوح برسانيم » (۱۷)
قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿۱۸﴾
(در پاسخشان) گفتند: «شما را به فال بد گرفته ايم، اگر دست برنداريد سنگسارتان خواهيم كرد و از ما عذاب دردناكى به شما خواهد رسيد » (۱۸)
قَالُوا طَائِرُكُمْ مَعَكُمْ أَئِنْ ذُكِّرْتُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ ﴿۱۹﴾
گفتند: «اگر توجه كنيد شومى از خود شماست، چرا كه مردمى اسرافكاريد » (۱۹)
وَجَاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَى قَالَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ ﴿۲۰﴾
مردى دوان دوان از دور دست شهر آمد و گفت: «اى قوم من! رسولان را پيروى كنيد (۲۰)
اتَّبِعُوا مَنْ لَا يَسْأَلُكُمْ أَجْرًا وَهُمْ مُهْتَدُونَ ﴿۲۱﴾
پيرو كسانى باشيد كه از شما مزدى طلب نمى كنند و خودشان هدايت شده اند (۲۱)
وَمَا لِيَ لَا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿۲۲﴾
چرا پرستش نكنم كسى را كه مرا آفريد و همه به سوى او باز مى گرديد (۲۲)
أَأَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ آلِهَةً إِنْ يُرِدْنِ الرَّحْمَنُ بِضُرٍّ لَا تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا وَلَا يُنْقِذُونِ ﴿۲۳﴾
آيا غير از او معبودهايى را برگزينم كه اگر خداى رحمان بخواهد به من زيانى برساند، شفاعتشان كمترين فايده اى برايم ندارد و نجاتم نخواهند داد؟ (۲۳)
إِنِّي إِذًا لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ ﴿۲۴﴾
اگر چنين كنم در گمراهى آشكار باشم (۲۴)
إِنِّي آمَنْتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ ﴿۲۵﴾
سخن مرا بشنويد كه به پروردگارتان ايمان آوردم » (۲۵)
قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ ﴿۲۶﴾
گفته شد: «به بهشت درآ » گفت: «كاش قوم من مى دانستند (۲۶)
بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ ﴿۲۷﴾
كه پروردگارم مرا آمرزيد و از گرامى شدگان قرار داد » (۲۷)
وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى قَوْمِهِ مِنْ بَعْدِهِ مِنْ جُنْدٍ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا كُنَّا مُنْزِلِينَ ﴿۲۸﴾
از آن پس بر قوم او هيچ لشكرى از آسمان نفرستاديم و نخواستيم كه بفرستيم (۲۸)
إِنْ كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿۲۹﴾
فقط يك بانگ مرگبار بود كه به ناگاه خاموش شدند (۲۹)
يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿۳۰﴾
افسوس بر اين بندگان كه هر رسولى براى هدايتشان آمد جز مسخره كردن او كارى نكردند، (۳۰)
أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ ﴿۳۱﴾
مگر نديدند كه چه مردمى را پيش از آنها هلاك كرديم و ديگر به نزدشان باز نمى گردند؟ (۳۱)
وَإِنْ كُلٌّ لَمَّا جَمِيعٌ لَدَيْنَا مُحْضَرُونَ ﴿۳۲﴾
همۀ آنها نزد ما حاضر مى شوند (۳۲)
وَآيَةٌ لَهُمُ الْأَرْضُ الْمَيْتَةُ أَحْيَيْنَاهَا وَأَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبًّا فَمِنْهُ يَأْكُلُونَ ﴿۳۳﴾
برايشان عبرتى است كه زمين مرده را زنده كرديم و دانه اى كه مى خورند از آن بيرون آورديم (۳۳)
وَجَعَلْنَا فِيهَا جَنَّاتٍ مِنْ نَخِيلٍ وَأَعْنَابٍ وَفَجَّرْنَا فِيهَا مِنَ الْعُيُونِ ﴿۳۴﴾
و در آن باغهايى از درختان خرما و انگور پديد آورديم و چشمه ها روان ساختيم (۳۴)
لِيَأْكُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ وَمَا عَمِلَتْهُ أَيْدِيهِمْ أَفَلَا يَشْكُرُونَ ﴿۳۵﴾
تا از ميوۀ آن و نه از دسترنج خود بخورند پس چرا سپاس نمى گويند؟ (۳۵)
سُبْحَانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنْفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا يَعْلَمُونَ ﴿۳۶﴾
منزه است آن كه همۀ جفتها را آفريد، چه از روييدنيهاى زمين و چه از ذات خودشان و چه از چيزهايى كه نمى دانند (۳۶)
وَآيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُمْ مُظْلِمُونَ ﴿۳۷﴾
شب نيز برايشان عبرتى است: آن گاه كه روز را از آن برمى كشيم و ناگاه همه در تاريكى فرو مى روند (۳۷)
وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ﴿۳۸﴾
و خورشيد كه پيوسته بر مدارش روان است، اين تقدير قادرى داناست (۳۸)
وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ ﴿۳۹﴾
و نيز ماه را در منزلگاههايى قرار داديم تا چون شاخۀ خشك خرما نازك شود (۳۹)
لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَهَا أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ﴿۴۰﴾
نه خورشيد سزاوار اين است كه به ماه برسد و نه شب را توان كه به روز پيشى گيرد و همه بر مدار خود روانند (۴۰)
وَآيَةٌ لَهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّيَّتَهُمْ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ﴿۴۱﴾
عبرت ديگر براى آنها اين كه فرزندانشان را بر كشتى پر بار سوار كرديم (۴۱)
وَخَلَقْنَا لَهُمْ مِنْ مِثْلِهِ مَا يَرْكَبُونَ ﴿۴۲﴾
و مركبهاى ديگرى مانند آن برايشان آفريديم كه سوار شوند (۴۲)
وَإِنْ نَشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلَا صَرِيخَ لَهُمْ وَلَا هُمْ يُنْقَذُونَ ﴿۴۳﴾
و اگر بخواهيم قادريم همه را غرق كنيم؛ آن گونه كه نه فرياد رسى داشته باشند و نه راه نجاتى پيدا كنند، (۴۳)
إِلَّا رَحْمَةً مِنَّا وَمَتَاعًا إِلَى حِينٍ ﴿۴۴﴾
مگر آن كه رحمت آوريم و تا هنگام مرگ آنان را برخوردار سازيم (۴۴)
وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّقُوا مَا بَيْنَ أَيْدِيكُمْ وَمَا خَلْفَكُمْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿۴۵﴾
هنگامى كه به آنها گفته شود از آنچه پيش رو داريد يا پشت سر مى گذاريد بترسيد، شايد مشمول رحمت شويد (۴۵)
وَمَا تَأْتِيهِمْ مِنْ آيَةٍ مِنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلَّا كَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِينَ ﴿۴۶﴾
و هيچ آيه اى از آيات پروردگار برايشان نيايد جز آن كه از آن روى بگردانند (۴۶)
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنُطْعِمُ مَنْ لَوْ يَشَاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ ﴿۴۷﴾
چون به آنها گفته شود: از آنچه خدا روزيتان كرده است انفاق كنيد، كافران به مؤمنان گويند: «آيا ما به كسانى طعام بدهيم كه اگر خدا مى خواست خودش آنها را اطعام مى كرد؟» شما در گمراهى آشكارى هستيد (۴۷)
وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ ﴿۴۸﴾
مى گويند: «اگر راست مى گوييد اين وعده كى خواهد بود؟» (۴۸)
مَا يَنْظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ يَخِصِّمُونَ ﴿۴۹﴾
اينان يك بانگ مرگبار را انتظار مى كشند تا هنگامى كه سرگرم جدال هستند آنها را در خود بگيرد (۴۹)
فَلَا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَلَا إِلَى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ ﴿۵۰﴾
و در آن دم نه فرصت وصيت دارند و نه قادرند نزد كسان خود بازگردند (۵۰)
وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذَا هُمْ مِنَ الْأَجْدَاثِ إِلَى رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ ﴿۵۱﴾
و به محض آن كه در صور دميده شود فى الفور از قبرها بيرون مى آيند و شتابان به سوى پروردگارشان مى روند (۵۱)
قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَنْ بَعَثَنَا مِنْ مَرْقَدِنَا هَذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ ﴿۵۲﴾
و مى گويند: «واى بر ما! چه كسى ما را از خوابگاهمان برانگيخت ؟» اين همان وعدۀ خداى رحمان است و رسولان همه راست گفتند (۵۲)
إِنْ كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ جَمِيعٌ لَدَيْنَا مُحْضَرُونَ ﴿۵۳﴾
جز بانگى مرگبار نخواهد بود، و سپس همه نزد ما حاضر مى شوند (۵۳)
فَالْيَوْمَ لَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَلَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۵۴﴾
آن روز به كسى ستم نمى شود و جز همانند كارى كه كرده ايد پاداش نمى يابيد (۵۴)
إِنَّ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِي شُغُلٍ فَاكِهُونَ ﴿۵۵﴾
بهشتيان در آن روز به شادمانى مشغولند (۵۵)
هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِي ظِلَالٍ عَلَى الْأَرَائِكِ مُتَّكِئُونَ ﴿۵۶﴾
آنها و همسرانشان در سايه سار بر تختها تكيه زده اند (۵۶)
لَهُمْ فِيهَا فَاكِهَةٌ وَلَهُمْ مَا يَدَّعُونَ ﴿۵۷﴾
در آنجا ميوه اى در اختيار دارند و هر چه بخواهند آماده است (۵۷)
سَلَامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ ﴿۵۸﴾
و سلامى كه سخن پروردگار مهربان است (۵۸)
وَامْتَازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ ﴿۵۹﴾
اى گنهكاران امروز جدا شويد (۵۹)
أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ ﴿۶۰﴾
اى فرزندان آدم! آيا با شما پيمان نبستم كه شيطان را نپرستيد كه او دشمن آشكار شماست (۶۰)
وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ ﴿۶۱﴾
و مرا بپرستيد كه راه راست اين است (۶۱)
وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنْكُمْ جِبِلًّا كَثِيرًا أَفَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ ﴿۶۲﴾
چرا نينديشيديد تا بسيارى از شما را گمراه كرد؟ (۶۲)
هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ ﴿۶۳﴾
اين همان دوزخى است كه به شما وعده دادند، (۶۳)
اصْلَوْهَا الْيَوْمَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ ﴿۶۴﴾
به سزاى كفرى كه ورزيده ايد امروز به آن درآييد (۶۴)
الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ وَتُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴿۶۵﴾
امروز است كه بر دهانشان مهر مى زنيم و دستهايشان با ما سخن مى گويند و پاهايشان شهادت مى دهند كه چه كرده اند (۶۵)
وَلَوْ نَشَاءُ لَطَمَسْنَا عَلَى أَعْيُنِهِمْ فَاسْتَبَقُوا الصِّرَاطَ فَأَنَّى يُبْصِرُونَ ﴿۶۶﴾
و اگر بخواهيم چشمانشان را كور مى كنيم پس شتابان آهنگ راه مى كنند، اما كجا را مى توانند ببينند؟ (۶۶)
وَلَوْ نَشَاءُ لَمَسَخْنَاهُمْ عَلَى مَكَانَتِهِمْ فَمَا اسْتَطَاعُوا مُضِيًّا وَلَا يَرْجِعُونَ ﴿۶۷﴾
و اگر بخواهيم درجا مسخشان مى كنيم تا نتوانند قدم از قدم بردارند و به عقب بازنگردند (۶۷)
وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَفَلَا يَعْقِلُونَ ﴿۶۸﴾
هر كس را كه عمر دراز دهيم در آفرينش دگرگونش كنيم، چرا نمى انديشيد؟ (۶۸)
وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا يَنْبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَقُرْآنٌ مُبِينٌ ﴿۶۹﴾
به او شعر نياموخته ايم و شعر شايستۀ او نيست، اين كتاب جز اندرز و قرآن روشنگرى نيست (۶۹)
لِيُنْذِرَ مَنْ كَانَ حَيًّا وَيَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكَافِرِينَ ﴿۷۰﴾
تا زندگان را بيم دهد و سخن حق بر كافران ثابت شود (۷۰)
أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا خَلَقْنَا لَهُمْ مِمَّا عَمِلَتْ أَيْدِينَا أَنْعَامًا فَهُمْ لَهَا مَالِكُونَ ﴿۷۱﴾
آيا نديدند كه با قدرت خود چارپايان را برايشان آفريديم كه مالكشان شوند، (۷۱)
وَذَلَّلْنَاهَا لَهُمْ فَمِنْهَا رَكُوبُهُمْ وَمِنْهَا يَأْكُلُونَ ﴿۷۲﴾
آنها را رامشان كرديم كه هم بر آنها سوار مى شوند و هم از آن مى خورند (۷۲)
وَلَهُمْ فِيهَا مَنَافِعُ وَمَشَارِبُ أَفَلَا يَشْكُرُونَ ﴿۷۳﴾
و از آنها سود مى برند و از شيرشان مى نوشند چرا سپاس نمى گويند؟ (۷۳)
وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ يُنْصَرُونَ ﴿۷۴﴾
آنها غير از خدا معبودهايى براى خود برگزيدند، بدان اميد كه يارى بخششان باشند (۷۴)
لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَهُمْ وَهُمْ لَهُمْ جُنْدٌ مُحْضَرُونَ ﴿۷۵﴾
آنها قادر به يارى دادنشان نيستند ولى همانند سپاهيانى در خدمت آنها آماده اند (۷۵)
فَلَا يَحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ إِنَّا نَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ ﴿۷۶﴾
بنا بر اين گفتار آنها اندوهگينت نكند، ما آنچه را نهان يا آشكار مى دارند مى دانيم (۷۶)
أَوَلَمْ يَرَ الْإِنْسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ ﴿۷۷﴾
آيا آدمى نمى داند كه او را از نطفه آفريده ايم كه اكنون دشمنى آشكار است، (۷۷)
وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَنَسِيَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ يُحْيِي الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيمٌ ﴿۷۸﴾
در حالى كه آفرينش خود را از ياد برده است براى ما مثل مى زند و مى گويد: «چه كسى اين استخوانهاى پوسيده را زنده مى كند؟» (۷۸)
قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ ﴿۷۹﴾
بگو: «همان كسى كه در آغاز آن را آفريد زنده اش مى كند و او بر هر آفرينشى داناست (۷۹)
الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نَارًا فَإِذَا أَنْتُمْ مِنْهُ تُوقِدُونَ ﴿۸۰﴾
همان كسى كه از درخت سبز برايتان آتش پديد آورد و شما از آن آتش مى افروزيد » (۸۰)
أَوَلَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلَى وَهُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ ﴿۸۱﴾
آيا كسى كه آسمانها و زمين را آفريده است نمى تواند مانند آنها را بيافريند؟ چرا! زيرا كه او آفريننده اى داناست (۸۱)
إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ﴿۸۲﴾
چون بخواهد چيزى را بيافريند فرمانى كه مى دهد اين است كه مى گويد: «موجود شو» و (بى درنگ) موجود مى شود (۸۲)
فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿۸۳﴾
منزه است آن خدايى كه ملكوت همه چيز او راست و همه به سوى او بازگردانده مى شويد (۸۳)