بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشندۀ مهربان
مَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى ﴿۲﴾
قرآن را بر تو نازل نكرديم كه به مشقت افتى، (۲)
إِلَّا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشَى ﴿۳﴾
بلكه براى يادآورى كسانى است كه مى ترسند (۳)
تَنْزِيلًا مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَالسَّمَاوَاتِ الْعُلَى ﴿۴﴾
نزول آن از جانب كسى است كه زمين و آسمانهاى بلند را آفريد؛ (۴)
الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى ﴿۵﴾
خداى رحمانى كه بر عرش استيلا يافت (۵)
لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَى ﴿۶﴾
آسمانها و زمين و آنچه ميان اين دو و در اعماق زمين وجود دارد او راست (۶)
وَإِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَأَخْفَى ﴿۷﴾
اگر بلند سخن بگويى بدان كه او بر نهان و نهانتر آگاه است (۷)
اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى ﴿۸﴾
خداوندى كه جز او معبودى نباشد و او را نامهاى نيك است (۸)
وَهَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى ﴿۹﴾
آيا خبر موسى به تو رسيده است؟ (۹)
إِذْ رَأَى نَارًا فَقَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْهَا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدًى ﴿۱۰﴾
آن گاه كه آتشى را مشاهده كرد به خانوادۀ خود گفت: «لختى درنگ كنيد كه من آتشى را ديدم، شايد شراره اى براى شما بياورم يا در پرتو آن راهى بيابم » (۱۰)
فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِيَ يَا مُوسَى ﴿۱۱﴾
چون به آتش رسيد، ندا داده شد: «اى موسى! (۱۱)
إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى ﴿۱۲﴾
من پروردگار تو هستم، كفش از پا برگير كه اينك در وادى مقدس «طوى» هستى (۱۲)
وَأَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِمَا يُوحَى ﴿۱۳﴾
من تو را برگزيدم، حال به آنچه بر تو وحى مى شود گوش فرا ده (۱۳)
إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي ﴿۱۴﴾
يقين بدان من همان خدايى هستم كه معبودى جز من نيست مرا پرستش كن و با ياد من نماز برپادار (۱۴)
إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكَادُ أُخْفِيهَا لِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَى ﴿۱۵﴾
به يقين قيامت خواهد آمد و اراده ام بر اين است كه آن را مكتوم دارم تا هر كس در مقابل اعمال خود جزا بيند (۱۵)
فَلَا يَصُدَّنَّكَ عَنْهَا مَنْ لَا يُؤْمِنُ بِهَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَتَرْدَى ﴿۱۶﴾
مبادا كسانى كه به قيامت ايمان ندارند و از هوسهاى خود پيروى كرده اند تو را از آن باز دارند كه هلاك خواهى شد (۱۶)
وَمَا تِلْكَ بِيَمِينِكَ يَا مُوسَى ﴿۱۷﴾
اى موسى! در دست چه دارى » (۱۷)
قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّأُ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَى ﴿۱۸﴾
گفت: «اين عصاى من است كه بر آن تكيه مى كنم و با آن براى گوسفندانم برگ فرو مى ريزم و نيازهاى ديگر را با آن برطرف مى كنم » (۱۸)
قَالَ أَلْقِهَا يَا مُوسَى ﴿۱۹﴾
فرمود: «اى موسى آن را بينداز» (۱۹)
فَأَلْقَاهَا فَإِذَا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعَى ﴿۲۰﴾
تا آن را انداخت ناگهان مار عظيمى شد و به حركت درآمد (۲۰)
قَالَ خُذْهَا وَلَا تَخَفْ سَنُعِيدُهَا سِيرَتَهَا الْأُولَى ﴿۲۱﴾
فرمود: «آن را بگير و نترس به زودى آن را به صورت اولش برمى گردانيم (۲۱)
وَاضْمُمْ يَدَكَ إِلَى جَنَاحِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرَى ﴿۲۲﴾
دست در بغل كن تا سفيد و بى عيب بيرون آيد و اين معجزۀ ديگرى است، (۲۲)
لِنُرِيَكَ مِنْ آيَاتِنَا الْكُبْرَى ﴿۲۳﴾
تا آيات بزرگ خود را به تو نشان بدهيم (۲۳)
اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى ﴿۲۴﴾
به فرعون روى آور كه طغيان كرده است» (۲۴)
قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي ﴿۲۵﴾
گفت: «پروردگارا! سينه ام را بگشا، (۲۵)
وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي ﴿۲۶﴾
كارم را آسان بفرما (۲۶)
وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي ﴿۲۷﴾
و گره از زبانم باز كن (۲۷)
يَفْقَهُوا قَوْلِي ﴿۲۸﴾
تا سخنانم را بفهمند (۲۸)
وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي ﴿۲۹﴾
و برادرم هارون را از اعضاى خاندانم ياور من مقرر دار (۲۹)
هَارُونَ أَخِي ﴿۳۰﴾
و برادرم هارون را از اعضاى خاندانم ياور من مقرر دار (۳۰)
اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي ﴿۳۱﴾
و به وسيلۀ او به من پشت گرمى بده (۳۱)
وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي ﴿۳۲﴾
و در مهمى كه پيش رو دارم او را شريك من كن (۳۲)
كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيرًا ﴿۳۳﴾
تا بسيار ستايشت كنيم (۳۳)
وَنَذْكُرَكَ كَثِيرًا ﴿۳۴﴾
و فراوان به يادت باشيم (۳۴)
إِنَّكَ كُنْتَ بِنَا بَصِيرًا ﴿۳۵﴾
زيرا هميشه از كار ما آگاه بوده اى» (۳۵)
قَالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يَا مُوسَى ﴿۳۶﴾
فرمود: «اى موسى! هر چه خواستى به تو داده شد، (۳۶)
وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَيْكَ مَرَّةً أُخْرَى ﴿۳۷﴾
و ما يك بار ديگر به تو نعمت بخشيديم (۳۷)
إِذْ أَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّكَ مَا يُوحَى ﴿۳۸﴾
پس از آن به مادرت وحى كرديم (۳۸)
أَنِ اقْذِفِيهِ فِي التَّابُوتِ فَاقْذِفِيهِ فِي الْيَمِّ فَلْيُلْقِهِ الْيَمُّ بِالسَّاحِلِ يَأْخُذْهُ عَدُوٌّ لِي وَعَدُوٌّ لَهُ وَأَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي وَلِتُصْنَعَ عَلَى عَيْنِي ﴿۳۹﴾
كه او را در صندوقى بگذار و به دريا بينداز تا دريا آن را به ساحل بيفكند و دشمن من و او صندوق را بگيرد و مهر خود را در دلت افكندم تا زير نظر من پرورش يابى (۳۹)
إِذْ تَمْشِي أُخْتُكَ فَتَقُولُ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى مَنْ يَكْفُلُهُ فَرَجَعْنَاكَ إِلَى أُمِّكَ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَقَتَلْتَ نَفْسًا فَنَجَّيْنَاكَ مِنَ الْغَمِّ وَفَتَنَّاكَ فُتُونًا فَلَبِثْتَ سِنِينَ فِي أَهْلِ مَدْيَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلَى قَدَرٍ يَا مُوسَى ﴿۴۰﴾
آن گاه كه خواهرت مى رفت و مى گفت: مى خواهيد خانواده اى را براى نگهدارى اين نوزاد به شما نشان بدهم و در پى آن تو را به مادرت باز گردانيديم تا ديده اش به ديدارت روشن شود و اندوهگين نماند (بعدها) يك نفر را كشتى ولى ما از گرفتارى نجاتت داديم، و تو را بارها آزموديم، پس از آن سالها در ميان مردم مدين به سر بردى اى موسى! اكنون كه مقدر شده به اينجا آمده اى (۴۰)
وَاصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي ﴿۴۱﴾
من تو را براى خود پرورش داده ام، (۴۱)
اذْهَبْ أَنْتَ وَأَخُوكَ بِآيَاتِي وَلَا تَنِيَا فِي ذِكْرِي ﴿۴۲﴾
تو و برادرت همراه با معجزات من برويد و در ياد من سستى نكنيد (۴۲)
اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى ﴿۴۳﴾
به فرعون روى آوريد كه طغيان كرده است، (۴۳)
فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى ﴿۴۴﴾
لكن به مدارا با او سخن بگوييد شايد به خود آيد يا بترسد» (۴۴)
قَالَا رَبَّنَا إِنَّنَا نَخَافُ أَنْ يَفْرُطَ عَلَيْنَا أَوْ أَنْ يَطْغَى ﴿۴۵﴾
گفتند: «پروردگارا! از اين مى ترسيم كه بر ما پيشدستى كند يا سر به طغيان برآورد» (۴۵)
قَالَ لَا تَخَافَا إِنَّنِي مَعَكُمَا أَسْمَعُ وَأَرَى ﴿۴۶﴾
فرمود: «نترسيد، من با شمايم، مى شنوم و مى بينم، (۴۶)
فَأْتِيَاهُ فَقُولَا إِنَّا رَسُولَا رَبِّكَ فَأَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلَا تُعَذِّبْهُمْ قَدْ جِئْنَاكَ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكَ وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى ﴿۴۷﴾
شما به سراغ او برويد و بگوييد: ما فرستادگان پروردگار تو هستيم، بنى اسرائيل را با ما بفرست و از شكنجه و آزارشان دست بردار، ما از سوى پروردگار تو نشانۀ روشنى برايت آورديم، و درود بر آن كه پيرو هدايت باشد (۴۷)
إِنَّا قَدْ أُوحِيَ إِلَيْنَا أَنَّ الْعَذَابَ عَلَى مَنْ كَذَّبَ وَتَوَلَّى ﴿۴۸﴾
بر ما وحى نازل شده است كه عذاب در انتظار كسى است كه تكذيب كند و رو بگرداند» (۴۸)
قَالَ فَمَنْ رَبُّكُمَا يَا مُوسَى ﴿۴۹﴾
گفت: «اى موسى پروردگار شما كيست ؟» (۴۹)
قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى ﴿۵۰﴾
پاسخ داد: «پروردگار ما كسى است كه نعمت وجود به همۀ موجودات بخشيده سپس آنها را هدايت كرده است » (۵۰)
قَالَ فَمَا بَالُ الْقُرُونِ الْأُولَى ﴿۵۱﴾
گفت: «پيشينيان ما را حال چگونه بود؟» (۵۱)
قَالَ عِلْمُهَا عِنْدَ رَبِّي فِي كِتَابٍ لَا يَضِلُّ رَبِّي وَلَا يَنْسَى ﴿۵۲﴾
پاسخ داد: «وقوف بر آنها در كتاب پروردگار من ثبت است، پروردگار من نه خطا مى كند و نه از ياد مى برد (۵۲)
الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا وَسَلَكَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًا وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْ نَبَاتٍ شَتَّى ﴿۵۳﴾
همان خدايى كه زمين را گهوارۀ شما قرار داد و راههايى در آن پديد آورد » و از آسمان آبى فرستاد كه با آن انواع گياهان مختلف رويانديم (۵۳)
كُلُوا وَارْعَوْا أَنْعَامَكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِأُولِي النُّهَى ﴿۵۴﴾
بخوريد و چارپايانتان را بچرانيد كه در آن خردمندان را عبرتها باشد (۵۴)
مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَى ﴿۵۵﴾
ما شما را از زمين آفريديم و به آن باز مى گردانيم و بار ديگر شما را از آن بيرون آوريم (۵۵)
وَلَقَدْ أَرَيْنَاهُ آيَاتِنَا كُلَّهَا فَكَذَّبَ وَأَبَى ﴿۵۶﴾
ما همۀ آيات خود را نشانش داديم، اما او تكذيب كرد و سرباز زد (۵۶)
قَالَ أَجِئْتَنَا لِتُخْرِجَنَا مِنْ أَرْضِنَا بِسِحْرِكَ يَا مُوسَى ﴿۵۷﴾
گفت: «اى موسى آيا آمده اى كه با جادو ما را از سرزمينمان بيرون كنى ؟ (۵۷)
فَلَنَأْتِيَنَّكَ بِسِحْرٍ مِثْلِهِ فَاجْعَلْ بَيْنَنَا وَبَيْنَكَ مَوْعِدًا لَا نُخْلِفُهُ نَحْنُ وَلَا أَنْتَ مَكَانًا سُوًى ﴿۵۸﴾
ما هم جادويى مانند آن براى تو مى آوريم، در زمينى هموار ميعادگاهى ميان ما و خودت تعيين كن كه از آن تخلف نكنيم» (۵۸)
قَالَ مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ وَأَنْ يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى ﴿۵۹﴾
گفت: «موعد شما روز عيد باشد كه مردم در نيمروز گرد آيند» (۵۹)
فَتَوَلَّى فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ كَيْدَهُ ثُمَّ أَتَى ﴿۶۰﴾
فرعون روى گردانيد و نيرنگ باخت و باز آمد (۶۰)
قَالَ لَهُمْ مُوسَى وَيْلَكُمْ لَا تَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ كَذِبًا فَيُسْحِتَكُمْ بِعَذَابٍ وَقَدْ خَابَ مَنِ افْتَرَى ﴿۶۱﴾
موسى به آنها گفت: «واى بر شما! بر خدا دروغ نبنديد كه به عذابى نابودتان خواهد كرد و هر كس دروغ بست زيانكار شد» (۶۱)
فَتَنَازَعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ وَأَسَرُّوا النَّجْوَى ﴿۶۲﴾
آنها در ميان خود راى زنى كردند و رازشان را پنهان داشتند (۶۲)
قَالُوا إِنْ هَذَانِ لَسَاحِرَانِ يُرِيدَانِ أَنْ يُخْرِجَاكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ بِسِحْرِهِمَا وَيَذْهَبَا بِطَرِيقَتِكُمُ الْمُثْلَى ﴿۶۳﴾
گفتند: «به يقين اين دو تن جادوگرند و مى خواهند شما را با افسون از سرزمين خودتان بيرون كنند و آيين نيكوى شما را براندازند (۶۳)
فَأَجْمِعُوا كَيْدَكُمْ ثُمَّ ائْتُوا صَفًّا وَقَدْ أَفْلَحَ الْيَوْمَ مَنِ اسْتَعْلَى ﴿۶۴﴾
پس هر چاره و نيرنگى كه داريد گرد آوريد و در يك صف بياييد و اطمينان داشته باشيد امروز كسى رستگار خواهد شد كه برتريش را به اثبات رساند» (۶۴)
قَالُوا يَا مُوسَى إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَإِمَّا أَنْ نَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقَى ﴿۶۵﴾
گفتند: «اى موسى آيا تو اوّل مى اندازى يا ما بيندازيم ؟» (۶۵)
قَالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَى ﴿۶۶﴾
گفت: «شما اوّل بيندازيد » و ناگاه ريسمانها و عصاهايشان با تأثير جادو چنان به نظرش آمد كه گويى شتابانند (۶۶)
فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُوسَى ﴿۶۷﴾
موسى در دل خود احساس ترس كرد (۶۷)
قُلْنَا لَا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلَى ﴿۶۸﴾
گفتيم: (نترس كه بى ترديد تو برترى (۶۸)
وَأَلْقِ مَا فِي يَمِينِكَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُوا إِنَّمَا صَنَعُوا كَيْدُ سَاحِرٍ وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتَى ﴿۶۹﴾
آنچه در دست راست دارى بينداز تا ساخته هاى آنها را ببلعد، در حقيقت ساخته هاى آنها افسون جادوگر است و جادوگر هر جا برود رستگار نخواهد شد» (۶۹)
فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سُجَّدًا قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ هَارُونَ وَمُوسَى ﴿۷۰﴾
جادوگران به سجده افتادند و گفتند: «به پروردگار هارون و موسى ايمان آورديم» (۷۰)
قَالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ وَلَتَعْلَمُنَّ أَيُّنَا أَشَدُّ عَذَابًا وَأَبْقَى ﴿۷۱﴾
گفت: «چرا قبل از آن كه من به شما اجازه بدهم به او ايمان آورديد؟ ترديد ندارم، او بزرگ شماست كه جادو به شما آموخته است اطمينان داشته باشيد كه دست و پاى شما را به خلاف يكديگر قطع مى كنم و بر تنۀ درخت خرما شما را به دار مى آويزم تا بدانيد كه عذاب كداميك از ما سخت تر و پايدارتر است» (۷۱)
قَالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا ﴿۷۲﴾
گفتند: «سوگند بر آن كه ما را آفريده است هرگز تو را بر اين معجزات واضحى كه خودمان ناظر آن بوده ايم ترجيح نمى دهيم هر حكمى كه مى خواهى بكن، تو فقط قادر به داورى در زندگى اين دنيا هستى (۷۲)
إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنَا لِيَغْفِرَ لَنَا خَطَايَانَا وَمَا أَكْرَهْتَنَا عَلَيْهِ مِنَ السِّحْرِ وَاللَّهُ خَيْرٌ وَأَبْقَى ﴿۷۳﴾
ما به پروردگار خود ايمان آورده ايم تا گناهان ما و آنچه را كه از طريق جادو بر ما تحميل كرده اى بيامرزد كه خدا بهتر و پاينده تر است» (۷۳)
إِنَّهُ مَنْ يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى ﴿۷۴﴾
هر كس با گناه به حضور پروردگارش برسد دوزخ جايگاه اوست كه نه در آن مى ميرد و نه زنده مى ماند (۷۴)
وَمَنْ يَأْتِهِ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُولَئِكَ لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَى ﴿۷۵﴾
و هر كس با ايمان و عمل صالح در پيشگاهش حاضر شود داراى درجات عالى است (۷۵)
جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاءُ مَنْ تَزَكَّى ﴿۷۶﴾
در باغهاى جاويدان كه جويباران در آن جارى است همواره خواهد بود، اين است پاداش كسى كه خود را پاك گرداند (۷۶)
وَلَقَدْ أَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقًا فِي الْبَحْرِ يَبَسًا لَا تَخَافُ دَرَكًا وَلَا تَخْشَى ﴿۷۷﴾
به موسى وحى كرديم كه بندگان مرا شبانه بيرون ببر و براى آنها در ميان دريا راهى خشك پديد آور و نه از تعقيب بيمى داشته باش و نه از غرق شدن (۷۷)
فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِيَهُمْ مِنَ الْيَمِّ مَا غَشِيَهُمْ ﴿۷۸﴾
فرعون با سپاهش سر در پى آنها نهاد و دريا به طور كامل آنها را در خود پوشاند (۷۸)
وَأَضَلَّ فِرْعَوْنُ قَوْمَهُ وَمَا هَدَى ﴿۷۹﴾
فرعون قومش را گمراه كرد، نه هدايت (۷۹)
يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ قَدْ أَنْجَيْنَاكُمْ مِنْ عَدُوِّكُمْ وَوَاعَدْنَاكُمْ جَانِبَ الطُّورِ الْأَيْمَنَ وَنَزَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى ﴿۸۰﴾
اى بنى اسرائيل شما را از دشمن نجات بخشيديم و در جانب راست «طور» با شما قرار گذاشتيم و برايتان «من» و «سلوى» فرستاديم (۸۰)
كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَلَا تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي وَمَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَى ﴿۸۱﴾
از چيزهاى پاكيزه اى كه روزيتان كرده ايم بخوريد ولى در آن افراط نكنيد كه خشم من بر شما وارد مى آيد و غضب من بر هر كس فرود آيد هلاك خواهد شد (۸۱)
وَإِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَى ﴿۸۲﴾
من آمرزگار توبه كنندگانى هستم كه ايمان بياورند و عمل شايسته انجام دهند و هدايت شوند (۸۲)
وَمَا أَعْجَلَكَ عَنْ قَوْمِكَ يَا مُوسَى ﴿۸۳﴾
اى موسى چرا از قومت پيشى گرفتى؟ (۸۳)
قَالَ هُمْ أُولَاءِ عَلَى أَثَرِي وَعَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضَى ﴿۸۴﴾
گفت: «پروردگارا آنها در پى من هستند و من به جانب تو شتافتم تا از من خشنود شوى» (۸۴)
قَالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ وَأَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ ﴿۸۵﴾
فرمود: «ما از پى تو قومت را آزموديم و سامرى گمراهشان كرد» (۸۵)
فَرَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفًا قَالَ يَا قَوْمِ أَلَمْ يَعِدْكُمْ رَبُّكُمْ وَعْدًا حَسَنًا أَفَطَالَ عَلَيْكُمُ الْعَهْدُ أَمْ أَرَدْتُمْ أَنْ يَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَخْلَفْتُمْ مَوْعِدِي ﴿۸۶﴾
موسى با تأسف و خشم نزد قومش بازگشت و گفت: «اى قوم من! مگر پروردگار به شما وعدۀ نيكو نداد؟ مگر مدت جدايى من از شما به درازا كشيد؟ يا خواستيد غضب پروردگار بر شما نازل شود كه از وعدۀ من تخلف كرديد؟» (۸۶)
قَالُوا مَا أَخْلَفْنَا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنَا وَلَكِنَّا حُمِّلْنَا أَوْزَارًا مِنْ زِينَةِ الْقَوْمِ فَقَذَفْنَاهَا فَكَذَلِكَ أَلْقَى السَّامِرِيُّ ﴿۸۷﴾
گفتند: ما به دلخواه خود از وعدۀ تو تخلف نكرده ايم لكن مقدارى از زينت آلات فرعونيان را كه با خود داشتيم در آتش انداختيم و سامرى نيز بينداخت (۸۷)
فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَذَا إِلَهُكُمْ وَإِلَهُ مُوسَى فَنَسِيَ ﴿۸۸﴾
آن گاه تنديس گوساله اى كه صدايش چون گوساله بود براى آنها ساخت و گفتند: «اين معبود شما و موسى است كه او آن را از ياد برده است » (۸۸)
أَفَلَا يَرَوْنَ أَلَّا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلًا وَلَا يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا ﴿۸۹﴾
مگر نمى ديدند پاسخ آنها را نمى دهد و داراى هيچ گونه نفع و ضررى براى آنها نيست؟! (۸۹)
وَلَقَدْ قَالَ لَهُمْ هَارُونُ مِنْ قَبْلُ يَا قَوْمِ إِنَّمَا فُتِنْتُمْ بِهِ وَإِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمَنُ فَاتَّبِعُونِي وَأَطِيعُوا أَمْرِي ﴿۹۰﴾
هارون از پيش به آنها گفته بود: «اى قوم من! شما به اين وسيله مورد آزمايش قرار گرفتيد پروردگار شما خداى رحمان است، از من پيروى كنيد و فرمانبردار من باشيد » (۹۰)
قَالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عَاكِفِينَ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْنَا مُوسَى ﴿۹۱﴾
گفتند: «ما چندان به عبادت او مى پردازيم تا موسى نزد ما بازگردد» (۹۱)
قَالَ يَا هَارُونُ مَا مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا ﴿۹۲﴾
گفت: «اى هارون! چه مانعى در كار بود كه چون ديدى گمراه شدند، (۹۲)
أَلَّا تَتَّبِعَنِ أَفَعَصَيْتَ أَمْرِي ﴿۹۳﴾
از من پيروى نكردى ؟ چرا در برابر فرمان من عصيان كردى؟» (۹۳)
قَالَ يَا ابْنَ أُمَّ لَا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَلَا بِرَأْسِي إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي ﴿۹۴﴾
گفت: «اى پسر مادرم! سر و ريش مرا نگير، از آن ترسيدم كه بگويى ميان بنى اسرائيل تفرقه انداختى و سفارش مرا به كار نبستى» (۹۴)
قَالَ فَمَا خَطْبُكَ يَا سَامِرِيُّ ﴿۹۵﴾
گفت: «اى سامرى تو چرا اين كار را كردى؟» (۹۵)
قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَكَذَلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي ﴿۹۶﴾
گفت: «من چيزى را ديدم كه آنها نديدند، من كفى از رد پاى رسول را گرفتم و آن را (در آن پيكر) انداختم و هواى نفس اين كار را بدين گونه در نظرم جلوه داد» (۹۶)
قَالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَيَاةِ أَنْ تَقُولَ لَا مِسَاسَ وَإِنَّ لَكَ مَوْعِدًا لَنْ تُخْلَفَهُ وَانْظُرْ إِلَى إِلَهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عَاكِفًا لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفًا ﴿۹۷﴾
گفت: «برو! تا زنده اى بايد بگويى «به من نزديك نشويد»، به يقين هرگز از وعده اى كه دارى تخلف نخواهد شد، معبودت را كه پيوسته آن را عبادت مى كردى بنگر كه چگونه آن را به آتش مى كشم و بر دريا مى افشانم» (۹۷)
إِنَّمَا إِلَهُكُمُ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَسِعَ كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا ﴿۹۸﴾
معبود شما تنها همان خدايى است كه جز او معبودى نيست و علم او بر همه چيز احاطه دارد (۹۸)
كَذَلِكَ نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبَاءِ مَا قَدْ سَبَقَ وَقَدْ آتَيْنَاكَ مِنْ لَدُنَّا ذِكْرًا ﴿۹۹﴾
اخبار گذشته را بدين گونه بر تو باز مى گوييم، از جانب خود قرآن را به تو داديم (۹۹)
مَنْ أَعْرَضَ عَنْهُ فَإِنَّهُ يَحْمِلُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وِزْرًا ﴿۱۰۰﴾
هر كس از آن روى بگرداند روز قيامت بار سنگينى را هميشه بر دوش خواهد كشيد (۱۰۰)
خَالِدِينَ فِيهِ وَسَاءَ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حِمْلًا ﴿۱۰۱﴾
و در روز رستاخيز اين بار براى آنها گران است (۱۰۱)
يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ وَنَحْشُرُ الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ زُرْقًا ﴿۱۰۲﴾
روزى كه در صور دميده شود و گنهكاران را كبود چشم در آنجا گردآوريم، (۱۰۲)
يَتَخَافَتُونَ بَيْنَهُمْ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا عَشْرًا ﴿۱۰۳﴾
آنها آهسته با يكديگر مى گويند كه جز ده روز درنگ نكرده ايد (۱۰۳)
نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ إِذْ يَقُولُ أَمْثَلُهُمْ طَرِيقَةً إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا يَوْمًا ﴿۱۰۴﴾
ما به آنچه مى گويند آگاه تريم، چون آن كس كه راه پسنديده ترى داشته است خواهد گفت شما جز يك روز درنگ نكرده ايد (۱۰۴)
وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْجِبَالِ فَقُلْ يَنْسِفُهَا رَبِّي نَسْفًا ﴿۱۰۵﴾
از تو در بارۀ كوه ها سؤال مى كنند، بگو: «پروردگارم آنها را متلاشى خواهد كرد (۱۰۵)
فَيَذَرُهَا قَاعًا صَفْصَفًا ﴿۱۰۶﴾
و چنان صاف و هموارش مى كند (۱۰۶)
لَا تَرَى فِيهَا عِوَجًا وَلَا أَمْتًا ﴿۱۰۷﴾
كه پستى و بلندى در آن نخواهى ديد» (۱۰۷)
يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لَا عِوَجَ لَهُ وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا ﴿۱۰۸﴾
در آن روز همه پيرو دعوت كننده مى شوند و انحرافى در ميان نيست و تمام صداها در برابر خداى رحمان خاشع شود و جز صداى آهسته نخواهى شنيد (۱۰۸)
يَوْمَئِذٍ لَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلًا ﴿۱۰۹﴾
در آن روز شفاعت هيچ كس سودى نبخشد جز آن كس كه خداى رحمان به او اجازه دهد و گفتار او را بپسندد، (۱۰۹)
يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْمًا ﴿۱۱۰﴾
گذشته و آيندۀ آنها را مى داند ولى آنها به او وقوفى ندارند (۱۱۰)
وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ وَقَدْ خَابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْمًا ﴿۱۱۱﴾
همۀ چهره ها در پيشگاه خداوند زندۀ پاينده خاضع است و آن كه بار ستم بر دوش داشته باشد مأيوس و زيانكار است (۱۱۱)
وَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَا يَخَافُ ظُلْمًا وَلَا هَضْمًا ﴿۱۱۲﴾
و آن كه نيكوكار و مؤمن است نبايد از ستم و كاستى در حقش بترسد (۱۱۲)
وَكَذَلِكَ أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا وَصَرَّفْنَا فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْرًا ﴿۱۱۳﴾
بدين گونه قرآنى عربى نازل كرديم و هشدارهاى گوناگون در آن بيان داشتيم شايد به خود آيند يا براى آنها تذكرى باشد (۱۱۳)
فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا ﴿۱۱۴﴾
پس بلند مرتبه است خداوندى كه پادشاه ملك وجود است، و پيش از اين كه وحى قرآن بر تو تمام شود به خواندنش شتاب مكن و بگو: «پروردگارا بر علم من بيفزا » (۱۱۴)
وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا ﴿۱۱۵﴾
پيش از اين با آدم پيمان بستيم ولى فراموش كرد و او را صاحب عزم راسخ نيافتيم (۱۱۵)
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى ﴿۱۱۶﴾
چون به فرشتگان گفتيم بر آدم سجده كنيد، همگى سجده كردند جز شيطان كه سركشى كرد (۱۱۶)
فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى ﴿۱۱۷﴾
گفتيم: «اى آدم يقين داشته باش كه اين با تو و همسرت دشمن است، مبادا شما را از بهشت بيرون كند كه به رنج افتى (۱۱۷)
إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَى ﴿۱۱۸﴾
تو در آن نه گرسنه مى شوى و نه برهنه مى مانى (۱۱۸)
وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَى ﴿۱۱۹﴾
و نيز نه تشنه مى شوى و نه گرماى آفتاب آزارت مى دهد» (۱۱۹)
فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَا يَبْلَى ﴿۱۲۰﴾
اما شيطان او را وسوسه كرد و گفت: «اى آدم مى خواهى تو را به درخت جاودانگى و سلطنت بى زوال راهنمايى كنم؟» (۱۲۰)
فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى ﴿۱۲۱﴾
آنها سرانجام از آن خوردند و شرمگاهشان آشكار شد و به پوشاندن خود با برگهاى بهشت پرداختند آدم پروردگارش را نافرمانى كرد و گمراه شد (۱۲۱)
ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَى ﴿۱۲۲﴾
سپس پروردگارش او را برگزيد و توبه اش را پذيرفت و هدايتش كرد (۱۲۲)
قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَى ﴿۱۲۳﴾
فرمود: «از آنجا فرود آييد همگى با يكديگر دشمن خواهيد بود، اگر از جانب من هدايتى بر شما برسد پيرو راه من گمراه نمى شود و در رنج نخواهد افتاد» (۱۲۳)
وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى ﴿۱۲۴﴾
كسى كه از ياد من غافل شود زندگانى تنگى خواهد داشت و در روز قيامت او را نابينا به محشر مى آوريم (۱۲۴)
قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنْتُ بَصِيرًا ﴿۱۲۵﴾
گويد: «پروردگارا! چرا نابينا محشورم كردى ؟ من كه بينا بودم؟» (۱۲۵)
قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذَلِكَ الْيَوْمَ تُنْسَى ﴿۱۲۶﴾
فرمود: «به همان گونه كه تو آيات ما را از ياد برده بودى امروز خود فراموش گشته اى» (۱۲۶)
وَكَذَلِكَ نَجْزِي مَنْ أَسْرَفَ وَلَمْ يُؤْمِنْ بِآيَاتِ رَبِّهِ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبْقَى ﴿۱۲۷﴾
اين گونه كسى را كه اسراف كند و به آيات پروردگارش ايمان نياورد كيفر مى دهيم كه عذاب آخرت شديدتر و پايدارتر است (۱۲۷)
أَفَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ يَمْشُونَ فِي مَسَاكِنِهِمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِأُولِي النُّهَى ﴿۱۲۸﴾
مگر پى نبردند كه پيش از اينان چه نسلها را كه در مساكن آنان رفت و آمد دارند هلاك كرديم كه در اين براى خردمندان عبرتهاست (۱۲۸)
وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَكَانَ لِزَامًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى ﴿۱۲۹﴾
اگر فرمان پيشين پروردگارت و زمان مقرر نبود عذاب الهى بر آنها لزوم مى يافت، (۱۲۹)
فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى ﴿۱۳۰﴾
بنا بر اين در برابر گفته هايشان شكيبا باش و پيش از طلوع و غروب آفتاب و نيز در ساعات شب و نيمروز ستايشگر و تسبيح گوى پروردگارت باش كه خشنود شوى (۱۳۰)
وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَى ﴿۱۳۱﴾
هرگز چشم به نعمتهاى مادى كه به گروه هايى از آنها داده ايم نداشته باش كه اينها زينت زندگى دنيا و وسيله اى است براى آزمودن آنها؛ و روزى پروردگار تو بهتر و پايدارتر است (۱۳۱)
وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لَا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى ﴿۱۳۲﴾
خانواده ات را به نماز فرمان بده و بر انجام آن شكيبا باش ما از تو روزى نمى خواهيم بلكه ما به تو روزى مى دهيم پرهيزگارى پرهيزگاران را سرانجام نيك است (۱۳۲)
وَقَالُوا لَوْلَا يَأْتِينَا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ أَوَلَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ مَا فِي الصُّحُفِ الْأُولَى ﴿۱۳۳﴾
گفتند: «چرا از جانب پروردگارش معجزه اى براى ما نمى آورد؟» مگر آنها آيات روشن كتب پيشين را در نيافته اند؟ (۱۳۳)
وَلَوْ أَنَّا أَهْلَكْنَاهُمْ بِعَذَابٍ مِنْ قَبْلِهِ لَقَالُوا رَبَّنَا لَوْلَا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَنَخْزَى ﴿۱۳۴﴾
اگر قبل از آمدن او آنها را با عذابى هلاك مى كرديم، مى گفتند: «پروردگارا! چرا براى ما پيامبرى نفرستادى تا پيش از آن كه خوار و رسوا شويم از آيات تو پيروى كنيم» (۱۳۴)
قُلْ كُلٌّ مُتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَى ﴿۱۳۵﴾
بگو: «همه منتظرند شما هم منتظر باشيد، به زودى خواهيد دانست كه ياران راه راست كيانند و چه كسى هدايت يافته است» (۱۳۵)